ناز
ناز
خوابت را دست میزنند که مبادا خوابت یک طرف دیگر باشد
خاله پیرزن خندید و گفت ،الان دیگه همه قد قد میکنند بزار و برو ..،،،،،
و از اون به بعد هرکی اومد گذاشت و رفت
مرد
مردی هم
مرد
مونده رینگهای ظرفیتم
با شنیدن صوت خوش اذان به یاد چه می افتی؟
مفلس بیدرنگ گفت :ناهار
راست های محترم چیزشون خوابید یا نه؟
عزیزم مرغ انقدر گرون شده که دیگه اون یه پا رو هم نداره
اول ان کس که نداد دوم انکس که نکرد سوم انکه نخورد و نکرد و نبرد
وقتی اونم تو رو دوست داره
تموم شد؟
از اینایی که دست و پات رو میبنده و
ونگهای شبونه اش خونه نشینت میکنه
اونا میریدن به ما ما میریدیم به اونا
تو همون جمع ما گوه خوری اونا رو میکردیم اونا گوه خوری مارو
نمیگم جاتون خالی............دوستان جای ما نداره هرکی جای خودش
اسباب کشی بی شوهر و همسایه داری بی شوهر سخته
وبلاگداری هم خودش هنره
اونهایی که قهر کردن .......ما ناز هم میکشیم
من که تو نخ کسی نیستم نخ تو من کرده
تو جیب عقب شلوارش جا گرفت
یا دنیا کوچیکه یا کو... ایشون گنده است
واسه خودمم بشقاب نمیذارم
اما نمیدونم چرا هیچ وقت بی بشقاب نمیمونم
کردند در این خانه
همیشه راست کن
اون یکی نامرد نبود
به خاطر دروغی که ...............
به من میگه زشتََ
بابا بچه نمیخواد